شرح ميزگرد

ميزگرد

نياز به مجلسي کارشناس و مقتدر

مجلس هفتم بي شک يکي از ضعيف ترين مجالس بعد از انقلاب بوده است . ايراداتي که به مجلس وارد است بيش از آنکه مربوط به وظايف قانون گذاري آن باشد، به پايين آوردن شان مجلس در اين دوره مربوط مي شود. چنانکه در اين دوره در بسياري موارد مجلس به بهانه همراهي با دولت از اختيارات ذاتي خود گذشت و در واقع حق مردم را ناديده گرفت . در موارد بسياري هم مجلس به جاي صيانت از جايگاه قوه مقننه در برابر بزرگ ترين خطاها ي دولت - که به لحاظ قانوني هم محل اشکال بود- سياست سکوت برگزيد و نتيجه آن شد که در يک دوره سه ساله:سازمان مديريت و برنامه ريزي منحل شد، استفاده از حساب ذخيره ارزي شدت گرفت ، دخالت دولت در امور اقتصادي به شدت بالا رفت،ريسک سرمايه گذاري ايران بالا رفت ، رشد نقدينگي و تورم رکورد زد، بودجه هاي استاني در اختيار وزارت کشور ( سياسي ترين نهاد کشور) قرار گرفت و بودجه سال 87 به گونه اي ارايه شد که بسياري از محاسبات و ورودي هاي خزانه را از دسترس مجلس خارج مي کند. اين همه موجب شده گروه هاي سياسي گوناگون با احساس نگراني و البته مسيوليت براي ورود به مجلس هشتم و کمک به بازگشت کشور به مسير صحيح گام برداشت.

ليلاز : موضوع اصلي ميز گرد برنامه احزاب براي اقتصاد در مجلس هشتم است. با توجه به سابقه ذهني و كار اجرايي ابتدا از مهندس مرعشي تقاضا دارم در اين مورد توضيح بدهند كه به نظر مي‌رسد انقلاب ما در حوزه اقتصاد بيش از ساير انقلاب‌ها دچار اعوجاج بوده و از ابتدا ابهام داشته است. پديده اقتصاد اسلامي عنواني است كه ابهام داشته و هرگز نتوانستيم محدوده روشني را براي آن تعريف كنيم. به همين دليل در طول سه دهه‌اي كه از انقلاب اسلامي گذشته است، كشور ما در زمينه اقتصاد، آشفتگي را تجربه كرده است. هر بار كه يك حزب يا جريان سياسي روي كارآمده، شاهد آن بوديم كه برنامه‌هاي اقتصادي و عملكرد اقتصادي كاملا تغيير كرده است. به طوري‌كه دو يا سه سال اول را به پاك كردن دستاورد‌هاي گذشته اختصاص مي‌دهند و بعدا كشور به مسير خود باز مي‌گردد. به همين دليل اگر تاريخ اقتصادي جمهوري اسلامي را از سال 68 در نظر بگيريم، متوسط رشد اقتصادي كشور در 20 سال گذشته حدود 5 درصد بوده است. واقعا اين عدد در مقايسه با كشورهاي همجوار و منابع نفتي كه سالانه 60 ميليارد دلار برآورد مي‌شود، عدد قابل توجهي نبوده است. به عنوان مقدمه از جايگاه اقتصاد در انقلاب اسلامي و تفكر رهبران و مسئولان شروع كنيم و بعد از آن وارد مقوله مجلس هشتم شويم.
   مرعشي: اين شروع خوبي است البته برداشت من با برداشت شما متفاوت است. بايد بپذيريم كه اصولا هر انقلابي، گرايش خاص سوسياليستي يا نيمه سوسياليستي است. نمي‌شود انتظار داشت، انقلاب، يك كشور را در مسير توسعه- به فضاي امروزي آن- قرار بدهد. انقلاب خود به خود اهداف سياسي دارد و به اقتصاد هم از زاويه سياسي نگاه مي‌كند. براي رسيدن به منابع سياسي هم پشت سر اقتصاد سنگر مي‌گيرد و به طور طبيعي هر انقلابي، جامعه را به سمت راديكاليسم سياسي و سوسياليسم اقتصادي سوق مي‌دهد. اين جزو ذات انقلاب است چون جز با راديكاليسم سياسي و شعارهاي سوسياليستي نمي‌شود مردم را بسيج كرد. نكته ديگري كه بايد مورد توجه قرار گيرد آن است كه انقلاب ايران كه آخرين انقلاب كلاسيك جهان است. يا به بيان ديگر آخرين خيزش سوسياليستي دنيا درست يك سال بعد از آنكه چين، سياست اقتصادي خود را تغيير داد و حركت جديد را شروع كرد، ما انقلاب كرديم. يعني چيني‌ها تحولات اقتصادي را در 1978 شروع كردند و ما 1979 انقلاب كرديم.
   اما در انقلاب ايران، خيلي سريع مواضع تغيير كرد. (در بخش نظري بيشتر و در بخش عملي كمتر). در سال 1357 انقلاب پيروز شد و در اواخر سال 1368، سياست‌هاي بازسازي تصويب شد كه كل سياست‌هاي انقلابي را زير سوال برد. سند بازسازي ايران بعد از جنگ كه توسط مقامات عالي رتبه كشور تهيه شد و به تاييد امام (ره) رسيد، كاملا سياست‌هاي جديدي را مطرح مي‌كند. ضمن اينكه در 10 سال اول انقلاب، 8 سال درگير جنگ بوديم كه اقتصاد را تحت تاثير قرار مي‌داد و نمي‌توانستيم به مسائل اقتصادي اولويت بدهيم. در آن زمان اولويت، دفاع از كشور بود. در سال 1369 كه چرخش اقتصادي اتفاق

افتاد، خيلي از كساني كه از بيرون به انقلاب ايران نگاه مي‌كردند، مي‌گفتند خيلي زود انقلاب را جمع و جور كرديد. پس تا اينجاي كار جمهوري اسلامي، زود به نتيجه رسيد و جمع بندي سريعي داشت و رهبران، هوشمندانه برخورد كردند. البته من از حضرت امام سندي دارم كه خيلي جالب است و شايد بتوان آن را در صحيفه نور پيدا كرد. اين سند مربوط به سال 1359 است. در آن سال امام در جمع استانداران كشور جمله جالبي فرمودند كه نشان مي‌دهد از همان زمان امام جهت‌گيري متفاوتي داشته و بنابر جو اجتماعي ايده ايشان به آن زودي پياده نشد. امام در آن جمع گفتند: "چرا مي گويند حال، حال انقلاب است. حال، حال سازندگي است. بايد تمام كساني كه از كشور رفتند، بازگردند و بايد ايران را بسازيم" يعني 2 سال بعد از انقلاب امام موضوعي را مطرح كردند كه سال‌ها بعد در اولويت‌هاي كشور قرار گرفت. از سال 1368 به بعد، در سياست ها رفت و برگشت داشتيم. ولي به رغم رفت و برگشت‌ها، روند عمومي را مثبت تلقي مي‌كنم. نرخ رشد متوسط 5 درصد با توجه به استعدادها و منابع ايران مناسب نيست. اما براي يك كشور داراي تب و تاب انقلاب رشد مناسبي است. چرا كه در شرايط انقلابي و رفت و برگشت‌هاي سياست‌ها، منطق رشد اقتصادي يك رشد منفي است. اما ايران با همين شرايط، رشد مثبت 5 درصدي داشته است. در اين وانفسا رشد ايران، قابل قبول است. منشا رفت و برگشت هاي تصميم‌ها هم، سياسي است. تسويه حساب‌هاي جناحي، در سياست‌هاي اقتصادي به صورت رفت و برگشت ها نمايان شد. شاهد جدي اين مسئله هم يكي در دولت اصلاحات است كه در دو تا سه سال اول،‌دولت حاضر نبود اصلاحات اقتصادي را در قالب مدل تعديل بپذيرد. در حالي‌كه اين مدل در دنيا تجربه شده بود و در هند هم در حال اجراست.
   تجربه دنيا نشان مي دهد آخرين تجربه‌هاي تعديل مثل هند با موارد اوليه مثل برزيل خيلي متفاوت است. مدل توسعه در برزيل موجب رشد بدهي و عدم تعادل در مسائل اجتماعي شد. اما به تدريج سياست‌هاي تعديل در ساير كشور تغيير كرد و بهتر شد به طوري‌كه آنچه امروز به عنوان سياست‌هاي تعديل اجرا مي‌شود -مثل آنچه در هند جريان دارد- به رشد توسعه منجر شده است. در هند هيچگونه نقشي در اجراي سياست‌ها وجود ندارد. حال آنكه دولت ها هم در اين كشور تغيير مي‌كند. امروزه ديگر با اجراي سياست‌هاي تعديل شكاف طبقاتي بيشتر نمي‌شود. در مدل‌هاي جديد تعديل از پس انداز ساير كشورها استفاده مي شود و نيازي نيست براي ذخيره سازي منابع زندگي جاري مردم را تحت تاثير قرار بدهيم. اما در ايران به دليل سياست‌هاي رفت و برگشت ديدگاه‌هاي نسبت به تعديل متفاوت است. به عنوان مثال اظهارات آقاي نمازي وزير اقتصاد اول دولت اصلاحات را با اظهارات آقاي حسيني آخرين وزير اقتصاد دولت اصلاحات مقايسه كنيد.
   در دولت اول آقاي خاتمي، قانون حمايت از سرمايه گذاري خارجي توسط وزارت اقتصاد مطرح شد، اما در دولت راي نياورد. بعدا به عنوان طرح در مجلس مطرح شد و پس از تصويب، دولت هم از آن

صفحه 1